کلید واژه: "جان"

  شنبه 6 اردیبهشت 1399 06:11, توسط طوباي محبت   , 48 کلمات  
موضوعات: بدون موضوع, طنز
بچه‌های گردان دور یک نفر جمع شد. به طرفشان رفتم تا علت را جویا شوم. دیدم رزمنده‌ای دارد می‌گوید: «اگر به من پایانی ندهید بی اجازه به اهواز می‌روم.» پرسیدم :‌ «چی شده؟ قضیه چیه؟» گفت: «به من گفتند برو جبهه، اسلام در خطر است. آمدم اینجا می‌بینم جانم در… بیشتر »
فروردین 1404
شن یک دو سه چهار پنج جم
 << <   > >>
            1
2 3 4 5 6 7 8
9 10 11 12 13 14 15
16 17 18 19 20 21 22
23 24 25 26 27 28 29
30 31          

شكوفه لبخند

مطالب طنز این وبلاگ در صورت تولیدی بودن با امضای طوبی منتشر می‌شود.

جستجو

لبخند به لبهای آنلاین:)

  • نویسنده محمدی
  • نور الدین

اینا خنده‌دار تر بودن؟:)